عطا ملك جوينى
313
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
نقل كرده سپس بعضى ملاحظات خود را بر آن خواهيم افزود ، و هو هذا : « اين نسبت بعبد اللّه بن ميمون و پدر او كذب صريح است زيراكه علماى شيعهء اماميّه چنان كه اهل سنّت و جماعت بيزارند از اسماعيليّه و تكفير و تضليل و تفسيق ايشان مىنمايند علماى شيعه رضوان اللّه عليهم نيز بدان دستورند و منكر ايشان و منتسبان بايشانند و عظماى اماميّه كه كتب رجال نوشتهاند از براى استعلام احوال رواة و تصحيح و تضعيف اسانيد اخبار با كمال تتبّع و ضبط و استفراغ جهد در آن باب هيچيك از ايشان عبد اللّه بن ميمون و پدر او را بامر مذكور « 1 » نسبت ندادهاند بلى شيخ كشّى از بعضى از علماى اماميّه نقل كرده است كه او عبد اللّه را بتزيّد نسبت مىداده است و نقل شيخ كشّى با اينكه در سند نقل ضعف تحقّق دارد با توثيق نجاشى معارضه نميكند ، و ايضا آنچه از كتب رجال اماميّه رضوان اللّه عليهم معلوم مىشود اينست كه عبد اللّه بعد از زمان امام جعفر صادق عليه السّلام نمانده بوده است پس چگونه از دعاة اسمعيليّه مىتواند بود ، و ميشايد كه عبد اللّه بن ميمون قدّاح مذكور و پدر او غير عبد اللّه بن ميمون قدّاح و پدر او كه در كتب رجال اماميّه و اسانيد احاديث ايشان مذكورند باشند و اللّه يعلم ، عبد النّبىّ قزوينى ايّده اللّه » انتهى ، راقم سطور گويد حق ظاهرا بكلّى با محشّى فاضل مذكور است و براى اينكه زمينهء مطلب بدست آيد مقدّمة بايد دانست كه ما بين شيعهء اماميّه از طرفى و اسمعيليّه و جمعى از مورّخين اهل سنّت و جماعت از طرف ديگر در خصوص اصل و نسب عبد اللّه بن ميمون قدّاح و طريقه و مذهب او و عصر او اختلاف عظيمى است از قرار تفصيل ذيل : [ آراء رجالى شيعه در مورد عبد الله بن ميمون قداح ] در عموم كتب رجال شيعه تقريبا بلااستثنا « 2 » مانند رجال كشّى « 3 » ،
--> ( 1 ) يعنى اينكه ايشان از فرقهء اسمعيليّه و از دعاة آن طايفه بودهاند ، ( 2 ) قيد « تقريبا » براى آنست كه در رجال كشّى حديثى از عبد اللّه بن ميمون قدّاح